تبلیغات
درمان قطعی بیماری اعتیاد CO 60 ( وبلژیون دشت پروانه ها )
درمان قطعی بیماری اعتیاد CO 60 ( وبلژیون دشت پروانه ها )
بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم .
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM           
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ الهام گرفته از کنگره 60 میباشد.
این وبلاگ متعلق به لژیون آقای رضا پروانه از راهنمایان کنگره 60 (شعبه اصفهان) میباشد که مطالب آن با بهره گبری از تجارب افراد رها یافته از دام اعتیاد و ارائه راهنمائی برای خواستاران درمان توسط نویسندگان آن که اعضای لژیون هستند تنظیم و بروزرسانی می شود .
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر آنتی ایکس مصرف تریاک طول سفراول16ماه و17روز به روش DSTبا داروی اپیوم به کمک استاد بزرگوارم آقای خدامی رشته ورزشی فوتبال باعنایات حق تعالی درتاریخ 1386/3/9 آزاد و رها شدم.

مدیر وبلاگ : کنگره 60 admin
بسمه تعالی

همانطور که دوستان مستحضرند بلاگفا بعلت مشکلاتی قطع میباشد.موقتا مطالب را در این وبلاگ پیگیری فرمایید.

باتشکر از همراهی دوستان




نوع مطلب : اطلاعیه ها، 
برچسب ها : وبلژیون رضا پروانه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 8 تیر 1394

 

به نام قدرت مطلق الله

هرکاری باید در وقت مناسب به خودش انجام شود مانند رطب نخل درخت بزرگی است اگر رسید خودش میریزد در غیر اینصورت باید بالای درخت برید و بچینید .

حالا وقتی ما خواسته ای داریم از کسی باید در زمان مناسب درمکان مناسب ودر کلام مناسب باشد درغیر از اینصورت موفق نمیشویم .شما یک خواسته ای دارید در زمانی مناسب و در کلام مناسب باید مطرح کنید ودر مکان مناسب حتی –دریک اداره با دست به جیب و لحن نادرست و بدون اجازه روی صندلی نشستن خواسته ما به هیچ وجه انجام نمیشود 0پس ما هرچیزی که میخواهیم باید در شرایط مناسب باشد این درهرچیزی صدق میکند0

انسانها به ادم های مودب وخوش کلام خیلی اهمیت میدهند –انسانهادرهر کاری فکر میکنند از خواسته شان عقب هستند و الحق هم عقب هستند چون خواسته های زیادی دارند ولی هر کاری باید در زمان مناسبش انجام شود مثل عجله کردن در رانندگی چه فاجعه ای پیش می اورد – اصلا ترافیک پیش می اید ومشکلات پدید می اید حتی اگر در اتوبان در لاین سرعت مثلا با 60کیلومتر رانندگی کرد باز چه مشکلاتی پیش می اید –پس در کل امورات جاریه در کمال ارامش حرکت کنیم با تندی و سر نیزه برخورد کنیم اعصبانیت و بدجوبودن راپدید می اوریم –ولی در یک سری از کارها باید عجله کنیم ولی با ارامش –ما باید زندگی کنیم وبه حیات برسیم از ان چیزی که خداوند برما حلال کرده استفاده کنیم وحرام نکنیم.ما فقط باید در صراط مستقیم حرکت کنیم و از نعمتهای خداوند به خوبی استفاده کنیم 0

درزندگی هر انسان دچار مشکل میشود واین مشکلات طوفان را برای شما پدید می اورد ما باید طوری کنار طوفان رد بشیم تا طوفان تمام بشود ولی باید بلد بود که در طوفان چگونه برخورد کند که در امان باشد مشکلات در زندگی برای ما بسیار پدید می اید ما باید بدانیم با انها چگونه برخورد کنیم –انسانی نمیتوانیم پیدا کنیم که درزندگی طوفان و مشکل نداشته باشد –تازمانی که ندانیم و یاد نگرفتیم با اعتیاد چگونه برخورد کنیم اعتیاد هست تا زمانی که یاد نگرفتیم زمین بخوریم زمین میخوریم اصلا خلقت خداوند به همین خاطر بوده که چشمه باید خودش اب بدهد نه این که اب با سطل درون ان بریزیم 0





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395

به نام قدرت مطلق الله

دستور جلسه نبرد درون یا اشفتگی درون با استادی مسافر رضا

ودبیری مسافر علیرضا شروع به کار نمود

استاد فرمودند این بحث بسیار مهمه و نبردی است در درون

که بسیار شاهد این اتفاق در درون خودمان هستیم

به عنوان مثال شخصی که روی یک پله تحمل کند با تشویق

مربی و راهکارهای او میتواند بر این مبارزه پیروز شود پس

باید با تمام وجود صبر و تحمل پیشه کنیم تا قدرتمان بیشتر شود

ما باید نفس مان را تربیت کنیم و به او بفهمانیم که بر ما تسلط

نداشته باشد وقتی ما تصمیم بر کاری گرفتیم وتصمیم ما جدی

بود دیگر حالا یا نفس درون و یا نبرد درون ما نمی تواند بر

ما موفق شود چون تصمیم ما جدی است ما میتوانیم بر نفس

درونمان موفق شویم ونه تنها بر او بر هر جنگی که سر راه

ما قرار گرفتند پیروز و موفق شویم چون تصمیممان یا تکلیفمان

را برای ان فعل جدی است.

با استفاده از شربت و وقت مشخصی که سر کلاسها حاضر میشویم

نفس ما متوجه میشود که ما موفق هستیم و بر ما دیگر تسلطی نداشته.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 22 فروردین 1395

به نام قدرت مطلق الله

دستور جلسه نبرد درون یا اشفتگی درون با استادی مسافر رضا

ودبیری مسافر علیرضا شروع به کار نمود

استاد فرمودند این بحث بسیار مهمه و نبردی است در درون

که بسیار شاهد این اتفاق در درون خودمان هستیم

به عنوان مثال شخصی که روی یک پله تحمل کند با تشویق

مربی و راهکارهای او میتواند بر این مبارزه پیروز شود پس

باید با تمام وجود صبر و تحمل پیشه کنیم تا قدرتمان بیشتر شود

ما باید نفس مان را تربیت کنیم و به او بفهمانیم که بر ما تسلط

نداشته باشد وقتی ما تصمیم بر کاری گرفتیم وتصمیم ما جدی

بود دیگر حالا یا نفس درون و یا نبرد درون ما نمی تواند بر

ما موفق شود چون تصمیم ما جدی است ما میتوانیم بر نفس

درونمان موفق شویم ونه تنها بر او بر هر جنگی که سر راه

ما قرار گرفتند پیروز و موفق شویم چون تصمیممان یا تکلیفمان

را برای ان فعل جدی است.

با استفاده از شربت و وقت مشخصی که سر کلاسها حاضر میشویم

نفس ما متوجه میشود که ما موفق هستیم و بر ما دیگر تسلطی نداشته.

ما باید به هر چیزیا شخصی که ما را وسوسه کاری که بر خلاف

تصمیم ماست و تصمیم ما را به لغزش می اندازد قدرت نه گفتن را

دا شته باشیم و توانایی مبارزه با او را هم داشته باشیم .. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 بهمن 1394

به نام قدرت مطلق الله

دستور جلسه بدست اوردن نشان از کتاب 60 درجه راس ساعت 7 با استادی مسافر رضا ودبیری مسافر علیرضا شروع به کار نمود.

هرفعل .تفکر و حرکتی که ما انجام میدهیم هم در این بعد وهم در بعدهای دیگر اثر گذار است حتی اگر این تفکر در ذهن ما صورت پذیرد و عملی نشود در کل چرخه حیات تاثیر گذار است.

پیام یکی از اساتید اقای مهندس به ایشان 0پرنده تیز پرواز بار دیگر نشان خود را بدست اورد یعنی اینکه همه ما نشان انسانی خود را جایی گم کرده ایم و باید انرا پیدا کنیم و بدانیم که خداوندی که به دانا بودن عدالت و عظمت او ایمان داریم هستی را بر مبنای اتفاق و شانس رقم نزده است و انسانی که خداوند بابت ارزش ومقام او به خود <تبارک الله من احسن الخالقین>گفته مقام و مرتبه والایی دارد که این مقام وارزش با ورود به چرخه حیات گم شده است ومن هم بدلیل عدم شناخت خود ومقام انسانییم و بر اساس جهالتم بدنبال ضد ارزشها رفته ام.

وقتی که یک کرم به اذن خداوند برای انجام هدفی افریده شده است مسلما انسان برای خوردن و خوابیدن و شهوت افریده نشده است و اگربه اصل خود بر گردم ان مقام قطعا به من بر گردانده میشود

بعضی چیزها را بدانم یا نه مهم نیست مثل وقتی که به عنوان مسافرسوارهواپیما میشوم مهم نیست کار خلبان را بلد باشم اما برخی کارها جز بایدهای زندگی من است مثل وقتی که به عنوان راننده خودرو در حرکتم از سلامت موتور یا امپرها و...... اگاهی داشته باشم واین در حالی است که من خیلی از واقعیتهای زندگیم را بلد نیستم وبدلیل این بلد نبودن چه بهای بزرگی داده و میدهم .

انسان تک بعدی مثل همان میمونی میماند که فقط به رسیدن به موز فکر میکند و خطرات پیرامونش را نمیبیند واین کاریست که دقیقا ما انجام میدهیم وعده ای از ما با تمام وجود به دنبال اعتیاد یا یک شخص خاصی میرویم و شکارچی روزگار را نمیبینیم و تا زمانیکه با این تفکر غلط بدنبال اعتیاد و باورهای قبلی خود هستیم لذت رهایی ارامش و اسایش را نمی چشیم .

تنها راه رسیدن به درمان و رهایی از اعتیاد فرمانبری کردن از دستورات فرمانده یا راهنماست وگرنه با در حاشیه بودن و درمان نشدن روزگار با گرفتن جان و زندگی بدبختیهایی بیشتر از گذشته را نشانم می دهد .

ودر نهایت اینکه تا خودم را نشناسم وبرای خودم ارزش قاعل نشوم هیچ وقت نوری در من رخنه نمی کند چونکه خودم نمی خواهم .

پایان جلسه

        با تشکر از مسافر علی گرداورنده مطلب ودیگر دوستان که کمک به این مهم نموده اند .

نویسنده مسافر اردلان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 28 آذر 1394
بنام قدرت مطلق الله


خواننده گرامی سلام

لژیون شنبه  94/9/7 با موضوع کالبد دوم یا نفس به استادی اقای رضا پروانه ودبیری مسافر علیرضا راس ساعت 19 شروع به کار کرد
 

استاد فرمودند:
خداوند بهای سنگینی برای خلقت انسان داده است .پس ما باید قدر ومنزلت خود را بدانیم وارزش خود را به بهای نا چیز نفروشیم و با رفتار نا درست ارزش خود را کم نکنیم وحرمت پیراهنهای سفیدی را که به تن می کنیم وحرمت صندلیهایی که روی ان می نشینیم را یدانیم .


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله جهان بینی، گزارشات جلسات کارگاهی لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 21 آذر 1394
(به نام قدرت مطلق الله)  شاید ما منیت را یک خصوصیت اخلاقی بدانیم که به صورت روزمره در زندگی ما بکار گرفته میشود اما باید بپذیریم که منیت کلی دیگر یک صفت نیست بلکه یک بیماریست که تمام اندیشه-گفتاروکردارما را در بر میگیرد و به صورت یک امر کاملاعادی در بین ما جای میگیرد و خیلی وقتها خودمان از وجود چنین بیماری بزرگی غافل هستیم و ان را نمیبینیم و جالب اینکه افرادی را که فاقد منیت هستند دارای عیب و نقص میدانیم و این موضوع در مصرف مواد هم بخوبی اشکار است وقتی که عده ای مصرف کننده به فردی که مواد مصرف نمیکند تعاریف میکنند و او قبول نمیکند او را نادان میدانند که نمیداند چه موهبتی را از دست داده است                                                            ترس :حسی ناشی از در استانه سقوط قرار گرفتن یا از دست دادن چیزی یا کسی و ناشناخته ها میتوانند منشا ترس باشند که نمونه ان وقتی است که فرد میخواهد در سفر (دی اس تی) پله کم کند یا وقتی به اخر سفر میرسد و برای رهایی میرود در وجودش ترسی ناشی از ناشناخته هاست اما این ترس (منفی) که موقع دانایی بوجود می اید  با حرکت درست شخص از بین میرود چونکه حرکتی بر مبنای تفکر است و این تفکر سالم نقطه مقابل ترس و از بین برنده ان است.                                                                       دیگر اینکه تمام حسهای منفی به مثلث جهالت بر میگردد که با شناخت این 3حس (منیت-ترس و ناامیدی) بنیان خیلی از کارهایم درست میشود .اما اگر به اشتباه کردن عادت کردم بعد از مدتی انجام ان برایم افتخار میشود پس بدانم که پک اول هم خیلی زیاد است وبرای همین بعضی از اشتباهات یکبارش هم ویران کننده است و نمیتوان از ان گذشت.                                                                     باتشکر از مسافر علیرضا و مسافر فرشید ومدیر وبلاک مسافر علی                                                  نویسنده مسافر اردلان (دوستان لطفا نظرات خود را بگذارید)                                                                                                           



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 11 آذر 1394
جلسه با استادی جناب اقای رضا پروانه با دستور جلسه منیت اغاز به کار نمود                                                                                       منیت.. جایگاه خود را بالاتر از انچه هست حس کند و اضلاع مثلث دانایی فرایند هستند و اضلاع مثلث جهالت(منیت_ترس و ناامیدی)حس و احساسی که در درون خود داریم که 2 نوع منیت زمینه ای (در زمینه ای که توانایی داریم ) و منیت کلی (منیت زمینه ای ارام ارام به جایی میرسد که هر کجا که میرویم حس می کنیم نبودن ما باعث میشود دیگران هیچ کاری نتوانند انجام دهند وخودم را از همه انها بالاتر ببینم وگل ما چیز دیگریست و مایه افتخار خالق هستی هستیم و مهم اینست که خیلی وقتها نمیدانیم که منیت داریم (ما در دنیای ذهنی خود صاحب مال و ثروت و موقعیت اجتماعی بالا و.........هستیم که همه ما در گیر با این دنیای ذهنی خود هستیم و گاهی در این دنیا میمانیم که واقعیت اینجاست یا انچه در ذهن ساخته ام و این دنیا ذهنی مثل یک ماکت میماند اما در دنیای بیرون هیچ استفاده ای ندارد و برای فریب من به وجود امده است که با کوچکترین بادی میریزد و اگر بخواهیم از فضای درونی خود به درستی استفاده کنم بایستی ماکتهای این شهرک سینمایی را خراب کنم یعنی کسی که دچار منیت میشود باید خودش را خورد کند ونباید از خورد شدن ترسید و کنگره بهترین مکان تمرینی برای این کار است (و کاری به پول و موقعیت من ندارد باید خدمتگزار شوم البته بدون ماسک زدن و تایید طلبی . برای رشد کردن بایستی باورهای غلط قبلی را خورد کنم و بشکنم) تا سر از خاک در بیاورم و اصل خودم را درست کنم چرا که به فرمایش اقای مهندس اگر دروغی زیر هزاران فرسنگ کوه باشد بالاخره رو میشود وتا ابد نمیتوان چیزی را پنهان کرد و هیچ حقیقتی را هم تا ابد نمیشود پنهان کرد پس هیچ وقت کاری نکنم به این نیت که هرگز رو نمیشود که عین جهالت است بخصوص اگر حق الناس باشد وبدانم که شیطان همان شیطان است فقط نقابش عوض میشود در کنگره با نقاب زدن بدنبال تایید هستم اما در محیط خانواده در گیر گره قدرت میشوم وحاضر به شنیدن حرف افراد نزدیک خودمان نیستم پس مراقب باشم که در دام شیطان نیفتم واگر نمیتوانم با افراد خانواده هم حس شوم باز مشکل از من میباشد و یک جایی بین ما دیواری هست که باید انرا دید و خراب کرد یا وقتی از صبح تا شب بیرون از خانه تمام حس خود را خرج خودم و دیگران کرده ام حسی باقی نمیماند که خرج خانواده شود (پایان جلسه)                                              (  با تشکر از مسافر علیرضا ومسافر فرشید و مدیر وبلاگ شعبه میرداماد نویسنده مسافر اردلان)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 آذر 1394
به نام قدرت مطلق الله 
                         خواننده گرامی : سلام                         
لژیون روز شنه 94/8/4 باموضوع: جهانبینی (منیت واعتماد به نفس)به استادی اقای رضا پروانه و دبیری مسافر علیرضا راس ساعت 19 شروع بکار کرد
 سخنان استاد محترم: اعتماد به نفس :مثال :فرمانده یک شهر را در نظر بگیرید که فرماندهی شهر را در دست دارد  وقتی در یک بحران بتواند درست مدیریت کند ومردم ان شهر را از ان بحران نجات بدهد نا خود اگاه مردم به ان فرمانده اعتماد پیدا می کنند واگر یک زمانی هم ان فرمانده دستوری صادر کند  ان مردم دنبال دلیل ان کار نمی گردندوان کار را انجام می دهند.وقتی انسان انجام صحیح یک کار را در وجود خودش را می بیند وبر اساس فرمان درست دادن ان حس اعتماد به نفس به وجود می اید.منیت "حلقه اطراف واداب ومعاشرت انسان راتنگ میکند .


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله جهان بینی، گزارشات جلسات کارگاهی لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 21 آبان 1394


یا دانستن این مطالب شناخت انسان کمکی به درمان اعتیاد می‌کند؟ البته این را از آقای مهندس شنیده‌ام که میگویند انسان باید برای درمان بیماری اعتیاد ، انسان و مواد مخدر را بشناسد

دیگر راه نیست . می‌گویید چرا ؟

چون هر بار که این راه را امتحان می‌کنی بازهم خسته‌تر از گذشته سرخانه اولت برمی‌گردی و حتی گاهی اوقات مصرف مواد که کنار گذاشته نمی‌شود هیچ مصرف انواع قرص‌ها هم به آن اضافه می‌گردد و باعث هم این‌ها همان ترس و ناامیدی و منیت است

گفتم: اگر در نظر بگیریم بدل ترس تفکر،بدل ناامیدی تجربه و بدل منیت هم آموزش باشد.آیا می‌توان

همان‌طوری که برای ترس تقسیم‌بندی مثل ترس بازدارنده و نگه‌دارنده قائل می‌شویم  در مورد تجربه و منیت هم تقسیم‌بندی قائل شد؟

گفت :نه به آن شکل ولی خیلی از مواردی که تجربه‌شده را نیاز نیست ماهم انرژی‌مان را صرف  تجربه دوباره آن بنماییم .به‌عنوان‌مثال دوچرخه ساخته‌شده است .دیگر نیاز به تجربه دوباره ما ندارد، بلکه می‌توان از تجربه دیگران استفاده کرد .و برای درمان اعتیاد با تجارب ارزنده‌ای که آقای مهندس دژاکام به دست آورده‌اند.صورت‌مسئله اعتیاد حل‌شده و راهکار درمان آن پیدا گردیده است . در مورد منیت هم می‌توان تقسیم‌بندی جالبی قائل شد و آن‌هم آموزش برای یادگیری کارهای ارزشی هزینه دارد و باید منیت را کنار بگذاری تا آموزش پذیر باشی ولی در مسائل ضد ارزشی نیاز به هزینه ندارید یا بهتر بگویم نیاز به پرداختی اولیه و نقدی ندارید و شاید به‌نوعی منیت اینجا لازم هم باشد .چرا ؟ چون در مصرف اولین بار مواد مخدر شما خود را با بقیه افرادی که مصرف‌کننده شده‌اند مقایسه می‌کنید و منیت شما در اینجا میگویید من با بقیه فرق می‌کنم .شاید در اولین نگاه فکر کنیم که آموزش کارهای ضد ارزشی رایگان است .همین‌طور هم هست !ولی بعداً هزینه آن را باید هزار،هزار برابر پرداخت کنیم .

گفتم:اینجاست که انسان به فکر فرو می‌رود که چرا خداوند نیروهای تاریکی را خلق کرد؟از خودم پرسیدم  وجود نیروهای شیطانی در تکامل انسان چه نقشی دارند؟ به دعای کنگره فکر کردم که می‌گوید خداوندا ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم از هستی و نیستی ، خداوندا تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم . ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به‌فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که ازآنجا انشعاب یافتیم .پس می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که برای رسیدن به روشنایی باید از تاریکی‌ها گذشت هرچند که درزمانی که در تاریکی‌ها فرورفتیم برای رسیدن به روشنایی‌ها باید از گذرگاه‌های سخت عبور کنیم .برای عبور از تاریکی‌ها باید از دانش لازم برخوردار باشیم . و به زبانی دیگر نفس انسان باید تربیت شود.در مورد نفس اگر به کلام‌الله نگاه کنیم. به این آیه می‌رسیم که می‌گوید <و نفس و ماسواها فلهمها  فجورا وتقواها > وقتی نفس به میانه می‌رسد  سپس الهام می‌شود به او هم فسق و فجور هم تقوی ، سؤال که در ذهنم است اینکه نفس  چیست ؟یا تعریفی که از نفس و یا روح شده چیست ؟

گفت : اگر بگویم نفس، نفس است و روح ،روح وجن هم چیز دیگری است آن موقع چه میگویی ؟

گفتم :مشکل یکی بود شد چند تا ، منظورتان این است که نفس با روح فرق می‌کند، خوب، جن اینجا رابطه‌اش چیست؟

گفت :تعریف نفس این است که میگویند، نفس چیزی است ،چرا چیزی است ،چون جنس آن معلوم نیست و میگویند نفس چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند در ظاهر و باطن ،خواسته دارد ،خواسته معقول و غیرمعقول ،نفس درخت موجودیت درخت را تعین می‌کند و نفس انسان موجودیت انسان را و همین‌طور الی‌آخر ،چرا در ظاهر و باطن ، چون هم در این دنیا هم در جهان‌های دیگر این نفس است که انتقال پیدا می‌کند .نه روح !البته بر اساس ذرات تشکیل‌دهنده نفس و ماهیت آن‌ها  نفس دارای سه مرتبه می‌باشد و هر یک از این مراتب باز دارای مراتب دیگری هستند.در خصوص نفس انسان‌های مصرف‌کننده موادمی توان گفت.این افراد در مرتبه نفس اماره قراردادند و از زمانی که برای درمان خود دنبال راه و چاره می‌کردند دیگر وارد مرتبه نفس لوامه یا سرزنش کننده می‌شوند و درزمانی که سفر می‌کنند پله به پله که موادشان را کم می‌کنند نفسشان را هم  تربیت می‌کنند و در آخر سفر اول که به درمان می‌رسند و وارد سفر دوم می‌شوند در مورد مصرف مواد به وادی نفس مطمئنه می‌رسند البته تغیر جهان‌بینی در وارد شدن به نفس مطمئنه در مصرف مواد نقش بسزای دارد .در مورد روح وجن تا اینجا میگویم که روح وجن دو ملک هستند که با نفس ،مثلث نفس واحده را تشکیل می‌دهند . وجن با نیروی القاء  انسان را به کارهای ضد ارزشی و روح هم  با همین نیروی القاء به کارهای ارزشی انسان را تشویق می‌کنند.البته در وادی ششم می‌خوانیم که عقل در تکامل،مانند ماشین تابع خود می‌باشد،درحالی‌که روح بالطافت منحصر به خود، بااراده عقل راهبری می‌شود

گفتم :روح که بااراده عقل راهبری می‌شود .اگر ممکنه بگویید.برای بکار انداختن عقل چه نیروی لازم است و اینکه میگویند .انسان‌های مصرف‌کننده عقل ندارند، آیا درست است؟

گفت : حس اولین قوه بکار انداختن عقل است .و در مورد سؤال دوم ، خیر همه انسان‌ها دارای عقل می‌باشند .ولی با مصرف مواد جایگاه حس آن‌ها تغیر می‌کند و دیگر عقل فرمان نمی‌دهد . بلکه این نفس اماره است که به انسان‌فرمان می‌دهد که این کار را نکن این کار را بکن .

گفتم :آیا دانستن این مطالب شناخت انسان کمکی به درمان اعتیاد می‌کند؟ البته این را از آقای مهندس شنیده‌ام که میگویند انسان باید برای درمان بیماری اعتیاد ، انسان و مواد مخدر را بشناسد و درنتیجه حتماً این مطالب یک ارتباطی باید با درمان اعتیاد داشته باشد. ولی از شما می‌خواهم یکمی بیشتر راجع به شناخت انسان توضیح بدهید.

گفت :در وهله اول شما هم با کمک گرفتن از سخنان آقای مهندس کمی مدخل بحث را باز کردید.و حال برای شناخت بهتر انسان باید بدانید که انسان دارای صور آشکار و پنهان می‌باشد.صور آشکار همان جسم انسان است و از سر و دست‌وپا و سایر اعضاء و جوارح تشکیل‌شده و صور پنهان هم اجزاء آن از نفس ،عقل ،روح ،ذهن ، آرشیو و...تشکیل گردیده، اگر بپذیریم اعتیاد یک بیماری است و یک بیماری چندوجهی است.اینجاست که باید انسان را شناخت و تأثیرات اعتیاد راهم بر انسان شناخت .در مقوله درمان اعتیاد کنگره معتقد است .درمان دارای سه مؤلفه جسم،روان وجهان بینی است و باید جسم و روان به درمان برسند وجهان بینی هم به تعادل،برای به تعادل رسیدن جهان‌بینی باید نگرش فرد تغیر کند و برای این تغیر لازم است. انسان را بشناسد و بداند که انسان  بقاء دارد و کوچک‌ترین  اعمال و رفتاری که انجام می‌دهد در این جهان و در جهان‌های دیگر و همین‌طور درروند تکاملی او تأثیرگذار می‌باشد.   

گفتم :در مقوله جهان‌بینی همین‌طوری که مهندس گفتند .مدت‌زمانی را که فرد به تعادل می‌رسد متغیر می‌باشد.ولی در خصوص جسم و روان حداقل ده یازده ماه زمان لازم است.حال اگر ممکنه ، کمی بیشتر راجع به جسم  توضیح بدهید و اینکه چرا یازده ماه ؟

 





نوع مطلب : مقاله جهان بینی، 
برچسب ها : آموزه های کنگره 60،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 16 شهریور 1394


یا دانستن این مطالب شناخت انسان کمکی به درمان اعتیاد می‌کند؟ البته این را از آقای مهندس شنیده‌ام که میگویند انسان باید برای درمان بیماری اعتیاد ، انسان و مواد مخدر را بشناسد

آنگاه که دل می سپارم به صدای او ، راه برایم نمایان می شود.

گفتم :من بی دل و دستارم  در خانه خمارم یک سینه سخن دارم  آن شرح دهم یا نه

گفت : راه راه رهایی است ، گر با شوق وذوق در این راه قدم بگذاری، تیرگی ها را از خاطرت میزدایم و تو را رهسپار نور و روشنی می‌کنم .

گفتم :که ترس در دل و جانم ریشه کرده و نا امیدی امان را بریده

گفت:من سالها پیش در این راه قدم گذاشته ام وسالم وسلامت به مقصد رسیدم . البته این را بگویم که پایان هرنقطه سرآغاز خط دیگریست .

گفتم : پس من هم به سلامت میرسم .

گفت : اول خواست خودت بعد اذن خداوندی لازم است . واین را گفت که کوچه پس کوچه های شهر وجودیت را که ویران کردی با دست خودت آباد خواهی کرد.

گفتم: بمن گفته اند باید سفر کنی ومساقر شوی .

گقت : همه ما در حال سفریم . اما میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است. و بدان از نقطه ای که شروع کردی بازهم به همان نقطه باز میگردی ولی این نقطه با آن نقطه تفاوت دارد چرا که آگا هیها در نقطه باقی میماند .

گفتم: از آگاهی ها صحبت کردید با چه سلاحی میتوان به جنگ نا آگا هی ها رفت.

گفت: با شمشیر وخون ریزی نمی توان به جنگ نا آگاهی ها رفت وازظلمات خارج شد .

گفتم :پس چه باید کرد. تابه نور رسید.

گفت:سلاح تو همان فکر توست. همان اندیشه توست، و گفت با تفکر ساختار ها آغاز میشود، بدون تفکرآنچه هست رو به زوال میرود .

گفتم :چگونه این ها را تغییر بدهم تا خودم هم تغییر کنم .

گفت:به تدریج، چرا که اساس خلقت بر تدریج است .

گفتم:منظورتان همان روش dstاست ؟

گفت: به انجا هم میرسیم عجله نکن ! وگفت هسفر:

توبرمرکبی نشسته ای که گرچه دیر به مقصد میرسی، اما  سالم وکامیاب خواهی رسید .پس عجله نکن و درجای خود بنشین وتا مقصد به آنچه علاقه داری مشغول باش تا باکمک خودت ویاری همسفران به پایان نقطه برسی اما بیندیش که وقتی این سفر تمام شدآنجا تورا پاداشی نیکو خواهد بود و آن پاداش بند عشقی است که بین تو وقدرت مطلق (الله)برقرار میگردد.

گفتم: من آمده ام به چه چیزی مشغول باشم .

گفت : به همان چیزی که علاقه داری .

گفتم :منظورتان همان تریاک است !

گفت: بلی، ولی،ولی دارد !

(الله ولی الذین ءامنویخرجهم من الظلمات الی النور)

خداوند ولی کسانی است که میخواهند از ظلمت خارج شوند ورهسپار نور گردند.

بله تریاک دوا وشفاست اگردردست پزشک حاذق باشد و اگر دردست بقول خودمان ساقی باشد  مواد مخدرمی‌شود.

گفتم: پس درست گفته اند که میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت   می خواری و مستی ره ورسم دگری داشت.

گفت: اهل ذوقم که هستی

گفتم: بعضی اوقات که ساقی برای خودش بیشتر میریخت این شعرو براش می خوندم ودر ادامه هم بخاطر اینکه دعوامون نشه، میگفتم

من بی می ناب زیستن نتوانم

                                             بی باده کشید بار تن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید

                                          یک جام دگر بگیرومن نتوانم

یا آخر شب که می خواستم یکی از دوستان راببرم خانه شان با خودم میگفتم

من مست وتودیوانه مارا که برد خانه

                                          صد بار تورا گفتم کم خور دوسه پیمانه

گفت: اتفاقا اینجا هم پیمانه میکنند وبعدباید شربت تو بخوری .ولی ، ولی !

اینجا کار کمی متفاوت است. نباید کمتریا بیشتر از مقداری که راهنما برایت مشخص کرده بخوری وهر زمان که بخواهی بخوری امکان پذیر نیست سرساعت .یک وعده ودووعده وسه وعده که نه چهار وعده از صبح تا شب واز شب تا صبح هم نداریم .سر ساعت سه وعده مقدار مشخص در هر پله

گفتم :چرا اینطوری، من هیچ کجا چین برنامه ای رو ندیدم، واقعا این قدر نظم ودقت لازمه

گفت :بله ، خانه وکاشانه گم وعاقبت نمی دانم این اسب لنگ بی لگام مرا به کجا میبرد ؟ نه !مبدا ،هدف ومقصد مشخص است.چون صورت مسئله اعتیاد حل شده است

گفتم :درحل صورت مسئله اعتیاد، مبدا چه نقشی میتواند داشته باشد؟

گفت:اگر به این موضوع اعتقاد داشته باشیم که اعتیاد یک بیماری است؛ پس لازم است بدانیم کدام قسمت از جسم بیمار دچار مشکل شده است . که این همان تشخیص بیماری یا به عبارتی مبداء میباشد . این را باید بدانیم که اعتیاد نه تنها یک بیماری است بلکه یک بیماری چند وجهی است . برای درمان بیماری باید جسم ،روان وجهان بینی در فرد مصرف کننده با هم ودر راستای یکدیگر به درمان وتعادل برسد وآنگاه است که به یک انسان متعادل میرسیم که دفتر اعتیاد را برای همیشه میبندد. دیگر لازم نیست یار بازی وزمین بازی را عوض کنیم وهر روز ازاینکه یک روز دیگر پاک هستیم خوشحال باشیم .

گفتم جهان بینی  همان نگرش وبرداشت وادراک انسان از جهان درون وجهان بیرون است؟

گفت بزبان ساده تر همان درست زندگی کردن ودر آرامش زندگی کرد ن را به انسان آموزش میدهد

گقتم:در مقوله اعتیاد چی؟

گفت در رابطه با اعتیادهم بطور عام همین گونه است ولی بطور خاص جهان بینی یکی از مولفه های درمان اعتیاد محسوب میشود واز اهمیت بالای برخوردار است که حتی در مورد برگشت به اعتیاد اصلی ترین موضوع به تعادل نرسیدن جهان بینی فرد میباشد

گفتم: آیا برای مشکلات  راه حلی ارائه میدهد که بتوان به آن عمل کرد و در واقع کاربردی باشد

گفت: مگر از ترس،نا امیدی ومنیت سخن نگفتی

گفتم: بله، ولی میخواهم بدانم که ارتباط اینها با اعتیاد چگونه است ؟

گفت:در جهان برای شناخت اغلب موارد باید ضدش را بشناسی و بدانی اگر کسی خواست فنی را روی شما اجرا کند . برای مقابله با آن باید بدلش را یاد داشته باشی برای همین باید ترس را شناخت ودانست که ترس در انسان به چه قسمتی آسیب میرساند وبدانی که ترس هم بازدارنده است هم نگه دارنده که البته نگه دارنده آن مفید است . و در واقع ترس ، فکر انسان را میخورد و یا به عبارتی ترس انسان را از فکر کردن باز میدارد. وحال ناامیدی ، ناامیدی انسان را از حرکت باز میدارد. و عملا انسانهای که راهی را به اشتباه میروند و در آن با شکست مواجه میشوند. دچار ناامیدی میشوند و از دوباره تجربه کردن آن کار خوداری میکنند. وترس هم در اینجا به کمک ناامیدی میاید، در اعتیاد ترس ازخماریی  ترک سقوط آ زاد وتجربه شکست های اینگونه ترک کردن وناامید شدن ازاینکه اعتیاد را نمی توانم کنار بگذارم. اینجا هست که از حرکت باز می ایستیم و جالب تر از همه منیت است. نقش منیت جلوگیری از آموزش است.  میگوید چگونه ؟ روشهای زیادی در ترک اعتیاد وجود دارد واغلب این روشها توسط افراد مصرف کننده امتحان شده و افرادی که مصرف کننده هستند خود را استاد ترک میدانند و این همان منیت است . غافل از اینکه راهی که بارها باشکست مواجه شده است . دیگر راه نیست . میگوید چرا ؟ چون هربار که این راه را امتحان میکنی باز هم خسته تر از گذشته سر خانه اولت برمیگردی وحتی گاهی اوقات مصرف مواد که کنار گذاشته نمیشود هیچ مصرف انواع قرص ها هم به آن اضاقه میگردد وباعث هم اینها همان ترس وناامیدی ومنیت است .

ادامه دارد....ا

 





نوع مطلب : مقاله جهان بینی، 
برچسب ها : آموزه های کنگره 60،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 16 شهریور 1394

بنام قدرت مطلق الله


خواننده گرامی: سلام



با عرض سلام و خدا قوت خدمت ایجنت محترم کنگره 60 شعبه میرداماد اصفهان جناب آقای رضا پروانه. آقای پروانه , ماه مبارک رمضان را پشت سر گذاشتیم و خدا را شکر به‌خوبی و به‌سلامت از این ماه پربرکت عبور کردیم

اولین سؤال بنده از جنابعالی این است که , علت و فلسفه افطاری دادن در ماه مبارک رمضان در شعب کنگره 60 چیست و چرا این اطعام دادن در ماه محرم انجام نمی‌شود ؟


بنده هم خدمت شما و تمام اعضاء کنگره 60 شعبه میرداماد سلام و خدا قوت عرض می‌نمایم , در خصوص این سؤال باید عرض کنم که در خصوص فلسفه افطاری دادن بهتر است خود آقای مهندس صحبت کنند ولی یکی از علت‌های ان تداخل ساعت برگزاری جلسات با اذان می‌باشد و چون مسافران و همسفران روزه هستند و باید روزه خودشان را باز کنند در شعب افطاری داده می‌شود.البته در ماه محرم در شعبه آکادمی تهران به عموم غذای نذری داده می‌شود.




آقای پروانه شعبه میرداماد چون شعبه جدیدی بود آیا مشکلی برای افطاری دادن داشت؟


مشکلات در هر کاری نیز وجود دارد و ما در کنگره آموزش می‌بینیم که بتوانیم مشکلات را حل کنیم و از سر راه برداریم در این مورد هم به‌هرحال چون سال اول شعبه میرداماد بود و هیچ‌گونه امکاناتی در اختیارمان نبود نیاز بود تا هم‌مکانی مناسب برای پخت غذا وهم لوازم موردنیاز برای این کار را فراهم کنیم وهم از مواد اولیه سالم برای تهیه غذا استفاده نمایم که همه این‌ها نیازمند بودجه و گروهی که بتواند هماهنگ باهم در جمع‌آوری و خرید تک‌تک آنچه موردنیاز بود اقدام نمایند و با کمترین هزینه به بهترین کیفیت برسیم ولی به لطف خدا و با مشارکت اعضا کنگره شعبه میرداماد و درحالی‌که از هیچ‌یک از شعب کمکی دریافت نکردیم توانستیم هم‌مکانی مناسب و هم لوازم موردنیاز را فراهم نماییم و این در حالی بود که ما برای مکان شعبه میرداماد 2 میلیون تومان باید اجاره پرداخت می‌کردیم و باید به‌گونه‌ای عمل و مدیریت می‌کردیم که هم بتوانیم از پس اجاره و مخارج دیگر شعبه برآییم و هم در شرایطی مناسب و آبرومندانه به پذیرایی از مسافران و همسفران شعبه بپردازیم و خدا را شکر چنین هم شد حاصل این مشارکت و همدلی بین اعضا شعبه به‌گونه‌ای شد که در حال حاضر شعبه دارای , 2 عدد فر برای پخت غذا ،اجاق‌گاز , کپسول گاز ، 6 عدد دیگ بزرگ و امکاناتی که در سال‌های آینده ،آیندگان بتوانند از آن‌ها استفاده نمایند.
انتخاب افرادی که در آشپزخانه خدمت می‌کردند به چه صورت بود؟
جلسه‌ای با حضور تمام کمک راهنمایان شعبه برگزار کردم و در آن جلسه عنوان کردم که هرکدام از کمک راهنمایان که تمایل به خدمت در بخش مدیریت در آشپزخانه رادارند اعلام نمایند تا در همان جلسه رأی‌گیری کنیم و مسئولیت را به ایشان واگذار نماییم که تنها آقای رضا علیزاده کاندید شدند و با اکثریت آرا مسئولیت به ایشان واگذار گردید .البته زیر نظر و هماهنگ با مرزبانی شروع به کارکردند و خودشان از افراد چه به‌صورت پاره‌وقت و چه به‌صورت تمام‌وقت استفاده کردند.

چرا فقط کمک راهنما؟


چون می‌خواستیم هم به افطاری پرداخته شود و هم‌بار آموزشی داشته باشد .

از کار آقای علیزاده و گروهشان راضی هستید؟


پاسخ:ایشان با هماهنگی با مرزبانی برای پخت غذا مواد اولیه موردنیاز را دریافت و غذا را آماده می‌کردند البته آمار و تعداد نفرات را مرزبانان اعلام می‌کردند و گروه آشپزخانه آن آمار غذا را تحویل مرزبانی می‌دادند البته در همه‌جا اختلاف‌نظر وجود دارد که در مورد ما هم وجود داشت ولی اجازه ندادیم که اختلافات باعث اختلال در کارمان شود و تلاش کردیم نظراتمان را به هم نزدیک کنیم نه تحمیل.

مخارج از کجا تهیه شد؟


کمک‌های داوطلبانه اعضا از 1000 تومان تا 1/500/000 تومان که برای مبالغ دریافتی قبض صادر گردید .دو نفر از افراد هرکدام یک گوسفند و یکی دیگر از اعضا یک رأس بز هدیه کردند وارد دیگر برنج خام به ارزش    2/500/000 هزار تومان هدیه کرد.البته ریز مبالغ دریافتی و مخارج این ماه مبارک را تقدیم آقای مهندس دژاکام کرده‌ام , ولی برای اطلاع اعضای محترم شعبه باید عرض کنم که در ماه مبارک رمضان سال 94 بیش از 17 میلیون تومان وجه نقد از دستان پرمهر اعضا شعبه میرداماد به‌صورت داوطلبانه دریافت گردید و برای مخارج       افطاری ماه مبارک بیش از 13 میلیون تومان هزینه کردیم .و با اجازه از آقای مهندس از مبلغ باقیمانده نزدیک به 3 میلیون تومان جهت خرید لوازم موردنیاز آشپزخانه استفاده گردید که شامل 6 عدد دیگ درجه‌یک شعبانی,آبکش , آبگردان و...می‌باشد.و مانده این مبلغ که نزدیک به 2/400/000 هزار تومان بود را به‌حساب کنگره 60 تهران برای خرید زمین واریز کردیم و فیش  را تقدیم آقای مهندس کردیم .

کلام آخر و آرزوی شما ؟

از تمام افرادی که به هر شکل در برگزاری این ماه به ما یاری رساندند کمال تشکر و قدردانی رادارم .از افرادی که در آشپزخانه تلاش کردند تشکر می‌کنم .کسانی بودند که در این ماه حتی مغازه خودشان را تعطیل کردند و به خدمت در آشپزخانه پرداختند مثل آقای علیزاده که از آن‌ها تشکر می‌کنم . از گروه مرزبانی بسیار تشکر می‌کنم .از تک‌تک افرادی که در این ماه به هر شکلی خدمت کردند تشکر می‌کنم وباید بگویم نامی از کسی نمی‌برم چون شاید یک نفر را فراموش کنم ولی درکل از تک‌تک افراد تشکر و قدردانی می‌کنم و آرزو می‌کنم که در سال آینده به لطف خداوند مراسم افطاری در مکانی که متعلق به خود کنگره 60 باشد برگزار گردد .

والسلام


تهیه گزارش:مسافر فرشید

تصویر و تدوین:علی فروغی





نوع مطلب : اطلاعیه ها، 
برچسب ها : کنگره 60 -ماه مبارک رمضان،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 16 شهریور 1394

بنام قدرت مطلق الله


خواننده گرامی :سلام


چند راهکار ساده برای تقویت انگیزه
حتی باانگیزه ترین افراد در مواقعی، احساس می کنند انگیزه و امید خود را از دست داده اند. در حقیقت گاهی ناامیدی و بی انگیزه بودن گریبانگیر همه ما می شود به طوری که حتی فکر کردن به تغییرات مثبت بسیار دشوار است.


با در پیش گرفتن چند راهکار ساده می توان انگیزه را در زندگی تقویت کرد.
یک هدف را مدنظر قرار دهید؛ (1) 
: وقتی تلاش می کنیم چند کار را با هم انجام دهیم، انرژی و انگیزه مان تحلیل می رود. این رایج ترین اشتباهی است که بسیاری مرتکب می شوند؛ تلاش برای انجام هم زمان چند کار و رسیدن به چند هدف. شما نمی توانید انرژی و تمرکزتان را روی چند هدف صرف کنید مگر این که آن ها را دور و دورتر ببینید. به یاد داشته باشید وقتی به سوی یک هدف گام برمی دارید، در واقع به دیگر اهدافتان نزدیک تر می شوید. بنابراین فراموش نکنید که رسیدن به یک هدف بهتر از خسته شدن و از دست رفتن انرژی برای رسیدن هم زمان به چند هدف است.
از موفقیت دیگران الهام بگیرید؛ (2)
: از انسا ن های موفق الگو بگیرید و تلاش کنید دریابید رمز موفقیت آن ها چه بوده است. مطالعه کنید و به دنبال الگوهای جدیدی برای رسیدن به هدف خود باشید.
هیجان زده باشید؛ (3) 
: ممکن است بپرسید چطور وقتی بی انگیزه اید، هیجان زده باشید! جواب این است که در ابتدا باید از دیگران الهام بگیرید و سپس درباره آن با دیگران و همسرتان صحبت کنید. سعی کنید هدفتان را در ذهن مجسم کنید و سپس با نگاهی به هدف، آن را دست یافتنی ببینید. در چنین شرایطی انرژی خفته در شما جاری می شود و ادامه کار برایتان هیجان آور و لذت بخش خواهد بود.
زمان بندی داشته باشید؛ (4)
: این کار سختی است و بسیاری به همین دلیل از آن صرف نظر می کنند اما در رسیدن به هدف تاثیر چشمگیری دارد. اگر با نگاهی به الگوی یک انسان موفق، هدفی را دنبال می کنید، دستپاچه نشوید. اول تاریخی را تعیین کنید مثلا یک یا 2 هفته و سپس شروع کار را در تقویم علامت گذاری کنید. تاریخ مذکور باید روز هیجان انگیزی برای شما باشد. قدم به قدم پیش روید و با ایجاد تمرکز و تقسیم انرژی، خود را برای رسیدن به روز موعود آماده کنید.
هدفتان را از نظر دور نکنید؛(5)
آن را با حروف درشت روی یک کاغذ بنویسید و روی دیوار نصب کنید مثلا «15 دقیقه مطالعه در روز». هر جا که در طول روز بیشتر رفت و آمد دارید، یک برگ از این یادداشت بچسبانید. شما باید دائم هدفتان را یادآوری کنید و از یادآوری آن هیجان زده شوید.
در مقابل دیگران تعهدتان را حفظ کنید (6)
هیچ کس دوست ندارد در مقابل دیگران آدم بدقول و بی نزاکتی به نظر آید. اگر قولی که به خودتان داده اید یا هدفتان را با دیگران در میان بگذارید، در واقع به آن نزدیک تر شده اید. زیرا احساس تعهد بیشتری می کنید و بیشتر مراقب رفتارها و کردارهای خود هستید. تلاش کنید گزارش پی گیری هدفتان را با دیگران در میان بگذارید.
هر روز درباره آن هدف فکر کنید؛ (7)
اگر هر روز به آن فکر کنید، احتمال به واقعیت رسیدن آن بیشتر می شود. برای این کار چسباندن آن برگه یادداشت در منزل کمک زیادی می کند. اگر هر روز فقط چند دقیقه برای تحقق آن هدف قدم بردارید، روز به روز به آن نزدیک تر می شوید.
حمایت دیگران را جلب کنید؛(8)
بسیاری از اوقات به تنهایی گام برداشتن کار سختی است. اگر می خواهید ورزش کنید، سعی کنید یک همراه برای خودتان پیدا کنید. اگر می خواهید سیگار را ترک کنید، به انجمن سیگاری هایی که قصد ترک سیگار را دارند بپیوندید، یا از همسرتان کمک بگیرید.
جزر و مد انگیزه را دریابید؛(9)
انگیزه و پیدایش آن دائمی نیست بلکه متغیر است. ممکن است یک روز برای انجام کارها انگیزه و توان کافی داشته باشید و روزی دیگر نه. اما امیدتان را از دست ندهید. انگیزه به زودی باز می گردد. فقط آن را از دست ندهید و منتظر بمانید. تا زمان برگشت انگیزه، از دیگران کمک بگیرید.
از هدفتان چشم برندارید؛ (10)
هر اتفاقی که می خواهد بیفتد، ایرادی ندارد اما شما نباید هدفتان را فراموش کنید. حتی اگر انگیزه تان را از دست داده اید، دست نکشید و دوباره تلاش کنید. رسیدن به هدف را به مثابه یک سفر طولانی در نظر آورید که طی مسیر و رسیدن به هدف صبر طولانی نیاز دارد. در هر سفری ممکن است دست انداز وجود داشته باشد اما انسان به رسیدن فکر می کند نه به نشستن و غصه خوردن. بنابراین هیچ چیزی نباید شما را از ادامه حرکت منصرف کند. فراز و نشیب همیشه هست. این شما هستید که باید به سمت هدف بروید و نه کس دیگر.
از کارهای کوچک شروع کنید؛ (11)
اگر در زندگی نتوانسته اید به اهدافتان دست پیدا کنید شاید به این دلیل است که همیشه در سودای انجام کارهای بزرگ بوده اید. مثلا اگر ورزش را دوست دارید همیشه در نظر داشته اید پنج روز در هفته ورزش کنید. امری که در ابتدا غیرممکن به نظر می رسد. به جای آن تلاش کنید روزی 2 دقیقه ورزش کنید. ممکن است در ابتدا خنده دار به نظر برسد اما برای کسی که هرگز به ورزش فکر نمی کند، روزی 2 دقیقه ورزش گام مهمی است. روزی 2 دقیقه ورزش کردن، کار آسان و میسری است. اگر یک هفته همین برنامه را ادامه دهید، هفته بعد می توانید این 2 دقیقه را به 5 دقیقه ارتقا دهید و سپس طی چند ماه آن را به 15 یا 20 دقیقه برسانید.
از موفقیت های کوچک شروع کنید؛ (12)
اگر از کارهای کوچک شروع کنید، زودتر به موفقیت می رسید. سپس احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا می کنید و راه را برای موفقیت های بعدی هموارتر می بینید. گام های بعدی را نیز آهسته بردارید تا رسیدن به موفقیت را اندک اندک احساس کنید. همین قدم های کوچک در طول ماه، پیشرفت و موفقیت را برای شما به ارمغان خواهد آورد.
وقتی انگیزه تان را از دست داده اید، کمک بخواهید؛ (13)
اگر به دردسر افتادید از دیگران کمک بخواهید. از همسر، دوست صمیمی، همکار یا هرکس دیگری. مطالعه کنید و سعی کنید راه حل مشکل را بیابید. با دوستانتان مشورت کنید و ناامید نشوید.
به دستاوردها فکر کنید نه مشکلات؛ (14)
مشکل اساسی بسیاری از ما این است که درباره این که چه قدر انجام کار سخت است فکر می کنیم. به جای فکر کردن درباره سختی ها، به نتیجه و دستاورد آن فکر کنید. مثلا به جای این که به سختی ورزش کردن فکر کنید به شادابی و طراوت بعد از ورزش فکر کنید. دستاوردهای هر کار مثبتی انرژی شما را برای ادامه راه بیشتر می کند.
افکار منفی را از ذهنتان دور کنید و افکار مثبت را جانشین آن کنید؛ (15)
افکارتان را کنترل کنید. افکار منفی که انرژی شما را تقلیل می دهد از خود دور کنید. هر بار که یک فکر منفی به ذهنتان خطور می کند، آن را بررسی و یک فکر مثبت جایگزین آن کنید.





نوع مطلب : مقاله جهان بینی، 
برچسب ها : مقاله تقویت انگیزه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 16 شهریور 1394
بنام قدرت مطلق الله

خواننده گرامی سلام

لژیون شنبه 94/5/31  به استادی اقای رضا پروانه و دبیری مسافر علی رضا  ساعت 19 شروع به کار کرد.                                                                                                    

سخنان استاد محترم: شما که به درمان برسید دیگران قطعآ شما را خواهند دید و دیده خواهید شد . شما عیبی از دیگران نخواهید دید.مگراینکه ان عیب در درون خودتان وجود داشته باشد و این در حالی است که شاید خودمان هم خبر نداشته باشیم . استاد اقای مهندس به ایشان می فرمایند ؛ شما بنای را بنیان گزاشته اید که خیلی ها قرار است از تاریکی به روشنای و از ضد ارزشها به ارزش ها وارد بشوند و برای همین است که کنگره هیچ موقع از بین نمی رود و بیمه الهی می باشد و مسیر مسیر الهی می باشد. تک تک ما می دانیم چیزی نیست جزء ازن و فرمان خداوند  به عبارتی بازگشت به خود  کلید شهر وجودی ما دست اهریمن و مواد مخدر بود ولی با پایان سفر اول کلید شهروجودی را به دست خودمان می دهند . وقتی می خواهی به خداوند برسید اول باید خودت را بشناسی . باید از نار تبدیل به نور شویم . هر اتشی نور دارد اما هر نوری هدایتگر نیست . اعتیاد اتشی است ویرانگر حالا اگران نار تبدیل به نور هدایتگر بشود ؛ میشود کسی مانند اقای مهندس که به ما راه را نشان می دهد .هر یک از سفر دومی ها و راهنما ها الگو می شوند و از طریق این نورها می توانیم از تاریکی و ضد ارزشها به روشنی و ارزشها حرکت کنیم . راهنما تا دیروز معلم اعتیاد بود حالا تبدیل به  نوری گردیده برای خروج از اعتیاد و مصرف نکردن مواد مخدر.
با تشکراز علی رضا نیرومند تهیه کننده این گذارش 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 10 شهریور 1394
بنام قدرت مطلق الله

خواننده گرامی: سلام

 لژیون  دوشنبه 94/5/19 به استادی اقای رضا پروانه و دبیری مسافر محسن راس ساعت 19 شروع به کار کرد 




استاد محترم چنین فرمودند :
نیروهای منفی و باز دارنده با کمک حس های که هم جنس خودشان هستند ؛ فرایند تخریب را که شامل انحدام و انحراف است را به انجام می رسانند . نیروی بازدارنده تمام تلاش خودش را به کار می گیرد تا فرایند دانایی را انحدام کند و در صورتی که توان انحدام را نداشت تلاش برای به انحراف کشاندن می نماید .  شما به کنگره می اید برای درمان ولی نیروهای بازدارنده به شما می گویند اینها همه دروغ است و تو خودت بهتر از اینها می دانی و بهتر می توانی !! اینجا فرایند دانایی را کاملآ انحدام می کند ولی اگر توان انحدام نداشت می گوید تو نیم سی سی دارو بیشتر مصرف کن اشکالی ندارد فردا خودت درستش می کنی و باعث انحراف در روند درمان شما می شود . بعضی وقتها با گلوله تانک وسط ماشین را نشانه می گیرد ولی بعضی وقتها فقط یکی از لاستیک های ماشین را پنچر می کند تا شما به هدف اصلی نرسید برای نیروی بازدارنده تنها نرسیدن شما به هدف و مقصد مهم است . هدف نیروهای بازدارنده و منفی ؛ دانایی موثر می باشد و با دانایی کاری ندارند چون فقط در دانایی موثر است که ما قدرت و توان انجام داریم .تمایل به انجام عمل سالم بدونه کسب دانایی امکان پذیر نیست یعنی تفکر؛ تجربه و اموزش . فکر نکنید نیروی بازدارنده و منفی هر سه ضلع دانایی را هدف قرار می دهد ؛ نه تنها کافی است که یکی از اضلاع دانایی را هدف بگیرد تا شما به دانایی موثر نرسید . اول می خواهد که شما عمل سالم را انجام ندهید و در مرحله دوم قدرت تشخیص را هدف قرار می دهد که دیگر خوب و بد برایتان مهم نباشد .  برای به سر انجام رسیدن عمل  سالم باید روی هر سه ضلع مثلث دانایی خودتان به صورت مساوی و برابر کار کنید . 
با تشکر ازمسافر محسن فخاری تهیه کننده این گزارش    




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 28 مرداد 1394

                                                           بسمه تعالی

لژیون روز شنبه  24/5/1394  به استادی : اقای رضا پروانه  و دبیری : مسافر علیرضا رآس ساعت 19 شروع بکار کرد.

                                   


آقای: علیرضا _ نام راهنما : رضا _ آنتی ایکس : تریاک _ مدت سفر: 10ماه و 2روز _ داروی درمان : OT _ نمایندگی: میرداماد اصفهان.


                                   


آقای:جواد_نام راهنما:رضا_آنتی ایکس:شیره و تریاک_ مدت سفر: 10ماه و 2روز _داروی درمان : OT _ نمایندگی: میرداماد اصفهان.


در ابتدای جلسه دو نفر از دوستانی که هفته قبل گل رهایی خود را پس از سفر موفقیت آمیز گرفته بودند مطالبی را در مورد سفر خود به دوستان خود ارایه نمودند.

علیرضا گفت رمز موفقیت من در این بود که تمام مشکلات خود را با راهنمایم در میان گذاشتم و هیچ مشکلی را برای خود نگه نداشتم و این باعث میشد که تمام افکارم را بر روی سفرم متمرکز کنم .علیرضا گفت پس از 48 ساعت من هیچ گونه مشکلی ندارم و تمام اموراتم به حد نرمال رسیده است . بهترین چیزی که پس از سفرم به نرمال رسید خوابم بود که خیلی خوب مثل بقیه مردم عادی تنطیم شده است .

علیرضا گفت قبل از اینکه به تهران بروم خیلی میترسیدم . ترس داشتم که اگر دارویم را قطع کنم چه رخ خواهد داد . در این فکر بودم که نکنه مشکلی برایم پیش بیاید و با این ترس نیز از تهران برگشتم ولی خدا را شکر چند روز گذشته ولی هیچ چیزی برای ترس وجود نداشت.فردای آنروز با چشمان ترس آلود از خواب بیدار شدم . پیش خودم گفتم تا ظهر صبر میکنم . ظهر شد و هیچ اتفاقی رخ نداد . باز گفتم تا شب صبر میکنم و شب نیز فرارسید و باز مشکلی نبود . اینجا بود که با تمام وجود ترس را دور کردم و ایمان آوردم که واقعا درمان شده ام .دیگر آن کابوس ( مواد مخدر درمان ندارد ) به پایان رسید . ایمان آوردم که با روش DST  کنگره 60 درمان واقعی برای مواد مخدر وجود دارد .

خیلی جالب بود که انگار سیستم شبه افیونی بدنم به راه افتاده است و خیلی خوب در حال انجام وظبفه خود است و مرا مجبور نمیکند تا از بیرون مایحتاجش را برآورده کنم و این خود 90 درصد مشکلاتم را حل میکند .

یک شخص معتاد در آرزوی اینست که هیچ گونه مواد مخدری مصرف نکند و حال عمومیش نیز خوب باشد .

این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد مگر اینکه شخص مصرف کننده به درمان برسد نه اینکه فقط قطع مصرف کند.

در گذشته زیاد قطع مصرف کرده بودم ولی در همه آنها پس از گذشت چند روز حال جسمیم خوب نمیشد و هرروز با مشکلاتی مانند درد و کم خوابی و ... روبرو بودم . همه این موارد ناشی از این بود که من مواد مخدر را قطع کرده بودم و بدنم نیز تولید نمیکرد و اینجا یک چیزی کم بود و چیزی نبود جز موادی که سیستم شبه افیونی بدن تولید میکرد و حال هم از کار افتاده بود .

کلا تعریف کنم : در طول سفر با صداقت با راهنما همه مشکلات از سر راه برداشته خواهند شد و راهنما نیز میتواند با درست برنامه دادن به من در این سفر سهم زیادی داشته باشد.

در آخر امیدوارم همه شما که در حال سفر هستید بتوانید این جایگاه را تجربه کنید و روزی را ببینید که بدون مصرف حال به این خوبی داشته باشید.

 

 





نوع مطلب : گزارشات جلسات کارگاهی لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 28 مرداد 1394


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی